افزایش بهره‌روی با داشتن ساعات آفلاین

یک هفته‌ای می‌شود که به‌علت پوسیدگی کابل تلفن‌مان اینترنتم قطع شده و چون افراد زیادی در نوبت هستند هنوز نوبت به من نرسیده که مشکلم حل بشود. همین موضوع باعث شد که من باز هم به مطالعه روی بیاورم.

قبلاً چون اینترنت مدام در دسترسم بود همه‌اش وسوسۀ چک کردن شبکه‌های اجتماعی به جانم می‌افتاد ولی حالا دیگر به‌جز شب‌ها که خواهرم از سر کار برمی‌گردد و از اینترنتش استفاده می‌کنم در طول روز دیگر به اینترنت دسترسی ندارم.

دیروز تعداد کتاب‌هایی را که می خواندم از 10تا به 12تا افزایش دادم. علاوه بر آن مطالب دو سایت را هم می‌خوانم و تصمیم گرفته‌ام که از امروز به بعد مطالب دو سایت دیگر را هم به آن اضافه کنم.

برای هرکدام از این کتاب‌ها و سایت‌ها زمانی پانزده‌ دقیقه‌ای در نظر گرفته‌ام. زمان سنج گوشی‌ام را روی پانزده دقیقه تنظیم می‌کنم و بعد شروع به خواندن آن کتاب یا سایت می‌کنم.

خیلی وقت‌ها شده که از خواندن یک کتاب در همان دقایق اولیه حوصله‌ام سررفته، ولی با خودم می‌گویم که همه‌اش 15 دقیقه که بیشتر نیست و این طوری تشویق می‌شوم که ادامه بدهم.

وقتی این موضوع خواندن 15 دقیقه‌ای کتاب‌هایم را توییت کردم یکی از دنبال‌کنندگانم گفت که نمی‌توانم موفق بشوم.

البته این شخص قبلاً هم شاهد تصمیماتی که من برای انجام کارهایم می‌گرفتم و عاقبت در آن‌ها شکست می‌خوردم بوده است و طبق این پیشینه این نظر را داد.

ولی او که از وضعیت فعلی زندگی من خبر ندارد که چون به اینترنت دسترسی ندارم این بار در انجام تصمیمی که گرفته‌ام موفق شده‌ام.

حالا این تجربه به من نشان داد که واقعاً نباید همیشه آنلاین باشم و باید ساعاتی که در حال انجام کارهایم هستم گوشی را در حالت آفلاین قرار بدهم.

پیش از این هم آقای کلانتری در دوره‌هایشان به ما توصیه می‌کردند که ساعات آفلاین داشته باشیم ولی من در تمام ساعاتم آنلاین بودم.

این بار که اینترنتم وصل شد دیگر تا کارهایم را تمام نکرده‌ام وای‌فای گوشی‌ام را روشن نخواهم کرد.

این روزها سعی می‌کنم تا قبل از رسیدن خواهرم تقریباً تمام کارهایم را انجام بدهم و می‌خواهم آن را تبدیل به یک عادت برای خودم کنم که تا کارهایم را به اتمام نرسانده‌ام نباید توی اینترنت سرک بکشم.

حتی تصمیم گرفته‌ام که شبی یک توییت بیشتر در توییتر منشر نکنم. قبلاً از آنجایی که زمان زیادی را در توییتر می‌گذراندم بعضی روزها توییت‌هایم به 10تا هم می‌رسیدند و حتی برخی از دنبال‌کنندگانم می‌گفتند که من خیلی توییت می‌نویسم.

اصلاً حضور مداومم در توییتر باعث شده بود که با خواندن یک توییت، مطلبی به ذهنم خطور کند و بعد همان را توییت می‌کردم.

خواندن توییت‌های زیاد برای من الهام‌بخش نوشتن یک عالمه توییت می‌شد. ولی حالا که حضور کمی در توییتر دارم فقط شبی یک توییت می‌نویسم.

تازه هرچه توییت‌های بیشتری بنویسم باعث می‌شود که چون برای آن‌ها نظرات زیادی نوشته می‌شود با خواندن آن نظرات و پاسخگویی به آن‌ها وقت زیادی از من گرفته شود.

وقتی بعد از مدت‌ها مطالعۀ دوباره را شروع کردم با خواندن آن کتاب‌ها انگار نسیمی روح‌بخش بر من می‌وزید. اصلاً نثر آن کتاب‌ها من را متحیر کرده بود و برایم عجیب بود که کسی بتواند این طوری هم بنویسید.

نثر شلخته و درهم‌وبرهم توییت‌هایی که می‌خواندم این نثرهای فاخر را پاک از یادم برده بود. ولی حالا با خواندن آن‌ها لذت مطالعه باز هم به زندگی‌ام وارد شده است.

Leave a reply:

Your email address will not be published.